تبليغاتX
سراب عشق

سراب عشق

سراب عشق

آسو یک تجارت نوین ایرانی دوستان با این ایمیل با ما در ارتباط باشید آسونت یک مشارکت ملی

 

kamrooz_ali2001@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 19:33  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

مهربانم از خدا خواهم تو را (سارا)

 

من تک و تنها میان این سفر

             این مسیر لحظه لحظه پر خطر

رو به سوی عشق می آید دلم

             عشق باشد حل درد و مشکلم

از خدا خواهیم توفیق عمل

             از طلوع عشق تا روز ازل

دستهایم رو به سوی آسمان

            او کند یاری دلم را بی گمان

سازکی دارم کمی هشیارتر

       از نی و تار و دگر سازان بتر(بهتر)

ساز من مشق نوایی می زند

            نت به نت درد جدایی می زند

خط به خط دیوان من از آن تو

            این منم مجنونه هم پیمان تو

این منم آنی که از جان شست دست

           آن که معشوقش تویی قلب منست

خود به دریا زد دل و خم سر کشید

           از دیار خاکیان او پر کشید

رفت تا جایی که جز او را ندید

          ناله ای از سوز جانش بر کشید

گفت یارب مقتدای ما تویی

             بی کسم جانا خدای ما تویی

وز درونم از همه آگه تری

              مهربانی از همه خوبان سری

چاره کن دردم که درمانم تویی

              قوَّت آن عهد و پیمانم تویی

درد من درمان ندارد جز خدا

            باشد امّیدم ز غیر از او جدا

هر که عاشق شد غمش بسیار شد

             پس خدای مهربان غمخوار شد

آخرین بیت ام به روی توست یار

خوب دانی نیست بر این دل قرار

مهربانم از خدا خواهم تو را

پس ز قانونه طبیعت شد جدا

گفتم شاید ندیدنت از خاطرت دورم کنه

دیدم ندیدنت فقط می تونه که کورم کنه

گفتم صداتو نشنوم شاید که از یادم بری

دیدم تو گوشام جز صدات نیستش صدای دیگری

ندیدن و نشنیدنت عشقت رو از دلم نبرد

فقط دونستم بی تو دل پر پر شد و گم شد و مرد

بعد تو باغ لحظه هام حتی یه غنچه گل نداد

همش میگفتم با خودم نکنه بمیرم و نیاد

امروزو محتاج تو ام من نمی گم دلم میگه

فردا اگه مردم نیا چه فایده نوشدارو دیگه 

سارا دوستت دارم 

گفتی که چرا محو تماشای منی

آنقدر محو که مژه برهم نزنی؟؟

گفتم : مژه برهم نزنم تانرود ز دست من

ناز چشم تو به قدرمژه برهم زدنی....

http://www.baztab.com/news/31033.php

http://www.bia2ir.com/Dosi/fal.php

 http://www.milaadesign.com/BigRedButton.html

http://www.angryalien.com/0605/screambuns.asp

 http://www.bgreetings.com/ecards/love/mad_about_you/93.swf

 http://www.takkhal.net/havades/archives/000105.html

http://freedom-fighter.persianblog.com/#4360593

http://d93.k12.id.us/~tech/smile.html

http://www.koreus.com/files/200501/c001787.swf

http://ict-center.ir/ShowNewsFull4.aspx?ID=231&Size=1

http://www.aviny.com/

http://www.2khtarbaz.com/index2.htm

http://www.mrcomputerservices.com/DancingHippo.htm

http://www.soheyli.com/mothersday/ 

http://www.taranehha.com/flashf/ebru.html 

http://www.taranehha.ws/flashf/mahshar.php

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 20:59  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

همیشه دوستت خواهم داشت

هميشه دوستت خواهم داشت 

  

 

 

مدتی است که اشک هایم ، اشک های دلتنگیم برای تو مانند قبل نیست

دیگر اشکهایم مانند گذشته تسکین دهنده ی گونه هایم نیست 

بلکه مانند شلاقیست که عذابم می دهد 

و من با هر یک قطره آن فریادی به وسعت بزرگی تو سر می دهم 

کاش زودتر به پایان برسد در کدام طلوع و کدام غروب  ؟

دیگر برایم مهم نیست برای دیدنت مستی دلتنگی هم آرامم نمی کند 

دوستت دارم به معنای حقیقی دوست داشتن  هرگز تو را فراموش نخواهم کرد 

حتی اگر مرا از یاد ببری و هرگز از تو رنجور نخواهم شد 

چرا که دوستت دارم دیوانه وار عاشقت شدم 

 چرا که مهربانی را در تو دیدم با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم قلب من از عشقت روی گردان نمیشود

 سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است 

و اگر با مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها را خواهم پیمود

چرا که شب عشق بسیار طولانی ست و قلبم در آرزوی تو می سوزد

آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی خورشید وجودم پنهان می گردد 

ابر های غم و اندوه مرا در بر می گیرد و به دنیای غریبی می برند

همیشه در قلبم حضور داری عشقت زندگیم را گلباران کرده است ،

در میان من وتو فاصله هاست 

گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری ! 

تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد که مرا  زندگانی بخشد

شور عشق و مستی و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی

دیگر رونقی دیگر هست

می توانی تو به من  زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را می بخشی .  

بی تو من چیستم ؟ ابر اندوه بی تو سرگردان تر از پژواکم در کوه 

گردبادم در دشت ، برگ پاییزم در پنجه باد ، بی تو سرگردان تر ازنسیم سحرم 

 بی تو اشکم ، دردم ، آهم ، آشیان برده ز یاد ، بی تو خاکستر سردم 

 خاموش ، نتپد دیگر در سینه من دل با شوق ،

نه مرا بر لب بانگ شادی بی تو وحشت هر زمان می دردم ،

بی تواحساس من از زندگی بی بنیاد کاستن ، کاهیدن ، کاهش جانم کم کم .

چه کسی خواهد دید  مردنم را بی تو  ، بی تو مُردم...مُردم... 

 تقدیم به بهار زندگی ام(سارا)        

(چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد )

 

 

 دانم ای زیبا روزی بر مزارم بنشینی

سر کنی آه و زاری گوشه ی غم بگزینی

من به امید وصالت عمر خود دادم بر باد

 تا تو اکنون این چنین  بر خاک ماتم بنشینی

رفته ام از یاد - عمر بی بنیاد 

در غم رویت - داده ام بر باد

ناله های مرا شنیدی همچو بخت از برم رمیدی

 پیش چشمان ژاله بارم با رقیبان من پریدی

داده ام ای داد        عمر خود بر باد

 به من بگو تا به کی با رقیبم می مانی

 به گوش او از وفا قصه تا کی می خوانی

 چو بسته شد پای او همچو من در دام تو

شبی به خواب از جفا ناگهانش می رانی

عبرت بگیر از عمر من

چو من مکش از او دامن

تو عهد خود با او مشکن

( بی وفایی - بی وفایی - دل من از غصه داغون شده )

 

elaheyesharghie man

اگه تو پيش من بودي از اينجا بر مي داشتمت مي بردمت يه جاي دور

روي چشام مي ذاشتمت مثل يه گل ، مثل يه شبنم ظريف مثل يه خواب

مثل يه روياي لطيف ، ميپيچيدم تن تو رو ميون گلبرگاي تاك

صد بار به شكر داشتنت سر ميگذاشتم روي خاك

 نمي ذاشتم چشماي تو يه لحظه باروني بشه حتي يه دم

تو قلب تو غصه اي زندوني بشه

نپرس چقدر دوستت دارم كه واژه ها خيلي كمه

آخه سزاوار تو نيست اگه بگم يه عالمه

 نپرس چقدر دوستت دارم ستاره تا رنگين كمون

از اينجا تا شهر خدا قدر تمام كهكشون 

تقدیم به بهار زندگی ام(سارا)    

 چقدر ساده  و زيباست  آرميدن  تو

و کودکانه  به  دنبال من دويدن  تو

 عجيب نيست اگربرصليب عيسي هم

 دوباره زنده شود از دمي دميدن تو

 شراب من! کسي انگار  گفت  بنشينم 

به انتظار چهل روز تا  رسيدن  تو

 براي من که به خوابي عميق محتاجم 

 شبيه آب ضروريست سر کشيدن تو

  گه  بند ،بند تنم را به  لرزه در آورد

 درست  مثل  نسيم  سحر وزيدن  تو

 تو سيب وسوسه انگيز سرخ ممنوعي

رسيده اي و رسيده است فصل چيدن تو   

 سارا                    

آيشواريا 

 

 

 

http://iranjensy.blogspot.com/ 

http://www.irib.ir/radio/adab/hafez/fale.asp?button=hit 

تقدیم به بهار زندگی ام(سارا)

تقدیم به بهار زندگی ام(سارا)      

 

خوش آمد گل و ز آن خوشتر نباشد             که در دستت

ز ساغر نباشد

 

ب

ج

        زمان خوشدلی دریاب دریاب            که دایم در صدف گوهر نباشد

  غنیمت دان و می خور در گلستان            که گل تا هفته دیگر نباشد

      بشوی اوراق اگر همدرس مایی            که علم عشق در دفتر نباشد

   ز من بنیوش و دل در شاهدی بند            که حسنش بسته زیور نباشد

           بیا ای شیخ در خمخانه ما            شرابی خور که در کوثر نباشد

             اَیا پر لعل کرده جام زرین            ببخشا بر کسی کش زر نباشد

       شرابی بیخمارم بخش یا رب             که با وی هیچ دردسر نباشد

      من از جان بنده سلطان اویسم            اگرچه یادش از چاکر نباشد

    به تاج عالم آرایش که خورشید             چنین زیبنده افسر نباشد

        کسی گیرد خطا بر نظم حافظ            که هیچش لطف در گوهر نباشد

هی بازیگر گریه نکن      ما هممون مثـل همیم 

صبحها که از خواب پامیشیم            نقــــــــاب به صورت میزنیم      

   کهنه نقـــــاب زندگی             تاشب رو صورتای ماست  

  گریه های پشت نقاب         مثل همیشه بی صداست

  هر کسی هستی یه دفعه       قـــــــد بکش از پشت نقاب      

از رو نوشته حرف نزن        رها شو از پیله ی خواب    

نقش یک دریچه رو      رو میله ی قفس بکش 

برای یکبار کـه شده     جای خودت نفس بکش 

برای یکبار که شده جای خودت نفس بکش

 

 

 

 

 

جمال خیال انگیز نازنینم سارا جون که از دل دوستش دارم

Hosted by Tinypic.com 

 

 

 

دوست دارم قسم به اشک چشمات

دوست دارم قسم به تار موهات

دوست دارم قسم به اون نگاهت

دوست دارم قسم به چشم پاکت

دوست دارم قسم به قلب خستت

دوست دارم قسم به لبای بستت

دوست دارم قسم به صافی آیینه

دوست دارم قسم به دل بی کینه

دوست دارم قسم به گل و گلدون

دوست دارم قسم به لیلی و مجنون

دوست دارم قسم به پرواز ابر

دوست دارم قسم به خورشید زرد

دوست دارم قسم به موج دریا

دوست دارم قسم به عشق زیبا

دوست دارم قسم به خون رگها

دوست دارم قسم به رنگ برگها

دوست دارم قسم به گرمی روز

دوست دارم قسم به شب خاموش

دوست دارم قسم به شب سیاه

دوست دارم قسم به سفیدی دلا

دوست دارم قسم به جون عاشقا

دوست دارم قسم به جون ماهی ها

دوست دارم قسم به گلهای زیبا

دوست دارم قسم به تمام دنیا    

 

 

تقدیم به سارا جون تنهاترینم

دل من گريه مي خواد تو خلوت تنهاييام

دل من تو رو مي خواد تو غربت و بي كَسيام

دل من بي همزبون تر از سكوت

من تو رو مي خوام واسه درد دِلام

مرغ دل هم نفس باد بهاري نميشه

آخه من به كي بگم با تو رسيدم به صِدام

ميدوني ‚ ابر دل من هميشه بارونيه

اما من تو رو دارم موقع گريه كَردَنام

وقتي تو كنارمي غصه ديگه فراريه

آخه معني نداره‚ باتو‚ عزيزم غصه هام

ديگه من تنها نميشم‚ ميدونم تو با مني

آخه تو مياي هميشه ‚ تا ابد ‚ تو پا به پام

آره من تا با توام زندگي رو مي خوام

                                           ولي...

مي ميرم اگه ديگه بوسه نذاري رو لبام

مي ميرم اگه ديگه سر نذاري رو شونه هام

مي ميرم اگه نياي شونه به شونه ‚ پا به پام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 23:7  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

همیشه چشم براهت میمونم

هیچ می دونستی.. 

بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود              اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود           تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود             چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت             عمري براي هر و تبر تيشه دسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر             پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

 

 

خيلی وقته که دلم گريون و غمگينه


خيلی وقته که صدات برام اندوهگينه


مدتهاست که دلت برام تنگ نيست


               زمان زيادی که دستهات دلتنگ دستام نيست


نميدونم از کی چشماتم ديگه مال من نيست


     شايدم جدای از جسمت


                          دلتم از آن من نيست


نميدونم هر که هستی برايم تو دنيا هستی


                 تو برايم سوای هر کسی


             آخر تو عشقم هستی


اگر طبق خواست سرنوشت بگذريم ز هم


ياد توست هميشه مرهم


                برای اين دل خستم


     اگه به زور روزگار از زندگيت برم کنار


     ميرم که ثابت بکنم عاشقتم ديوونه وار 

 

بی تو دل را چه کنم؟
آه ، آری چه كنم ، فصل بهار است كه باشد
من خزان شد دلم از غربت پاییز نگاهت
چشم من مانده به راهت
كه بیایی
باورم كن كه دگر مرده یِِ استاده به خاكم
نه حیاتی ، نه مماتی
و نیانداخت فلك بر من بیچاره زكاتی
تا ترحم نكند دلبر و دلدار به عاشق
چون دل آرام بگیرد به دلارام وبماند
چه بنالد ، چه بخواند
چه كنم من كه در این دار مكافات گرفتار بلایم
نه نگاهی ، نه دعایی
و نه نفرین
ناسزایی كن اگر هم كه سزاوار نثارم
تو نباشی ، تو نمانی
تو برای دل من قصه نخوانی
دل میاید به چه كارم
من كه بر مركب بی رحم و جفا كار سوارم
تو تعجب نكن آن روز
كه سر سوی بیابان بگذارم
خرم آن روز كه افسوس نپایید و حدر شد
شادی وشور دلم عازم وهنگام سفر شد
یاد دارم كه تو بودی و وفا بو د و صفا بود
زیر این چرخ وفلك
شادی و غوغا كه به پا بود
طعنه ات مثل دعا بود
و دلم یاد خدا بود
تا خطاكار شدم بر رخ خود پرده كشیدی
ناله كردم كه بیا حیف صدایم نشنیدی
تو در آن روز چرا شادی دیروز ندیدی
آه كردم كه چرا مثل قناری
از كف من تو پریدی
تو نیایی
در دلم نیست امیدی
ميكنم آه ، فغان وای چه دردی
به تو گفتم كه بیا گوش نكردی
میزنم بر سر خود دست ندامت
نسیت بی تو دو جهان جای اقامت
خاك خود بر سرخود كرده ام
ای یار ، كنم از كه شكایت ،
دیر گاهی است كه رسم دل و دلدار
همین بوده در این گنبد بی رحم دل انگیز
فلاني نكند دل بدهي يا بستاني
من كه بی دل شده ام ، چاره ندارم
دلستان با توی مستم ، باتو طناز
كه دل می طلبی از من عاشق
تا بگیری و ببندی
و رهایم كنی آنگاه بخندی
بشنو این را
نه دگر هست دلی تا بربایی
نه تو آنی كه غم از دل بزدایی
نه توانی گره كور دلم را بگشایی
راه خود پیشه كن و از من بیچاره حذر كن
من گرفتار عقوبات گناهم

دوستت دارم

به عشق خانمانســــــــوزم که از جان دوستت دارم           به لبخنــــذی تو شادم کن که خندان دوستت دارم

به باغ آرزو هایم بیـــــا یک شب شــــکوفا شـــــــو           کـــــه مردم از غم دوری و هجران دوستت دارم

چه خواهد شد که یکشب بی خبر کوبی به در دستی           کـــه گویم من ترا نا خوانده مهمان دوستت دارم

به شبهای ســــــیاه من چراغ آســــــــــــــمان مرده           بتاب اندر شــــــــــبم ای ماه تابان ، دوستت دارم

به اقبالی کـــــه دارد شانه هر شب میخورم حسرت           کمنــد خود پریشان کن ، که اینسان دوستت دارم

حســــــودان می دهندم پند و از عشق تو سر مستم           کجا گوشــــــم بود بر حرف نادان ؟ دوستت دارم

به تنــــــهائی گــــــرفتم مست راه خانه ات یک شب          چنین خواندم به هــر کوی و خیابان دوستت دارم

رقیبان قصـــــــد جانم کـــــــــرده اند و بی خیالم من           

 

تقدیم به عزیزتریم(سارا)

 

نه نه نه....

 

 

 

به خدا خسته از آن زخم زبانت شده ام

                              بی خيال تو و ابروی کمانت شده ام

عشق تو بر دل من بار گرانيست و من 

                              بی تحمل شده از بار گرانت شده ام

آنقدر دلبر و دلدار و فريبا نشدی

                              مکن اين فکر که مجنون زمانت شده ام

دو سه روزيست که رفتی و دلم آزاد است

                              آری آزاده ترين مرد جهانت شده ام

اشکم از ديده فرو ريخت و رسوايم کرد

                              حرف آخر...تو کجايی؟نگرانت شده ام

 http://www.taranehha.com/

 Click to view full size image 

 

 

Click to view full size image 

فال حافظ سایت بی حال دات کام  

http://www.bihal.com/fall/ 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

 

من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                     من

باختن                                                            عشق

جان                                                                          يعني

زندگي                                                                               ليلي و

قمار                                                                                  مجنون

در                                  عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                                   عشق

دل                                                                                       يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                       آميختن                                           افروختن

يعني                              به هم        عشق                             سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

اسرار     يعن

Click to view full size image Click to view full size image

Click to view full size image 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

Click to view full size image 

 

زندگی رسم خوشایندی است.

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود

زندگی جذبه دستی است که می چیند

زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است.

زندگی بعد درخت است به چشم حشره

زندگی تجربه شب پره در تاریکی است

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست

خبر رفتن موشک به فضا

لمس تنهایی « ماه »

فکر بوییدن گل در کره ای دیگر

زندگی شستن یک بشقاب است

زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است

زندگی مجذور « آینه » است

زندگی گل به « توان » ابدیت

زندگی « ضرب » زمین در ضربان دل ما

زندگی « هندسه » ساده و یکسان نفسهاست

هر کجا هستم باشم

آسمان مال من است

پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است

Click to view full size image 

قلب مرا ميان غمت جا گذاشتي 

  تو در حريم غربت من پا گذاشت

    رفتي و در سكوت تماشا نموده ام

 تنهايي مرا تو چه تنها گذاشتي

    رفتي و سهم عشق براي دل تو بود

سهمي براي اين دلم آيا گذاشتي؟

يك بغض كال، يك سبد از درد بي كسي

سهم من غريب كه اينجا گذاشتي

گفتي بهار مي رسد اما دروغ بود

در قلب من غمي چو اهورا گذاشتي

مجنون ديگري شدي و دشت پيش روت

من را ميان غصه چو ليلا گذاشتي

گفتي كه از بهشت نصيبي نبرده اي

آن را تمام گردن حوا گذاشتي

يك قطره اشك سهم من از روزگار شد

در لحظه اي كه پا به دنيا گذاشتي

سارادوستت دارم 

گفتم كه از زندگي خستم


                                           گفتي كه دل به تو بستم


گفتم اين حرفا دروغه


                                          گفتي با تو زنده هستم


گفتي از دوريت مي‌ميرم، من به عشق تو اسيرم


                                          گفتم از عشقت مي‌ترسم، نه اميد و دل شكستم


مي‌دونم وفا نكردم، به تو اعتنا نكردم
                                       

                                         مي‌دونم دلت شكستست، از تموم دنيا خستست


يه روزي ميام پشيمون به سراغ تو و عشقم
                                         

                                            مي‌بينم عشقي نمونده، زير خاكه هرچي داشتم

Click to view full size image

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 19:49  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

تقدیم به زیباترینم

 
دوستت دارم  سارا جونم تو کجایی
 

تو كجايي اي مسافر؟  نفس دنيا بريده

دل دلتنگ قناري ، قفسو به جون خريده

تو كجايي اي مسافر روزا دلگير و سياهن

شبا خاموش و گرفته ، بي حضور قرص ماهن

خواب خوش نداره شب بو بسكه تيشه خورده ازغم

واسه زخم ياسمن هم اين روزا نمونده مرهم

دل قو يخ زده از درد ، حال عاشقي نداره

دشتاي  بزرگ  دنيا هيچ  شقايقي  نداره

اما انتظارتون رو مي كشن تموم  دلها

دلايي كه حالا موندن بي كس و تنهاي تنها

بيا از سفر كه ديگه طاقت دنيا تمومه

مه گرفته كوچه هارو درد دلها ناتمومه

                                                         تقدیم به س............ر

http://kamrooz32.parsiblog.com/

http://saraka17.persianblog.com/ 

http://kamrooz52.blogfa.com/ 

http://kamrooz5232.blogfa.com/ 

 

سارادوستت دارم 

 
 
 
 
تا حالا فکرشو کردی چه خوب میشه که برگردی

می خشکه آب دریاها
خراب میشه همه راهها
اگه کشتیم ما امروزو
میمیرن همه فرداها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون ببخشه

همه رودخونه ها بی آب
شکسته قامت مهتاب
برای این دل عاشق تموم زندگی در خواب
تموم جنگلا خالی یا سیل برده یا خشکسالی
غم گلهای خشکیده ز هم دنیا را پاشیده

میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها
قیامت میشه ما با هم نباشیم
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم
زمین و آسمون دور میشن از هم
میشینه گرد غم بر روی عالم
میافته چرخ از گردون
میره خورشید توی زندون
میریزن سنگها از کوهها
بوی غم میده شب بوها

زمان و ساعتش وامیسته از کار
طبیعت از طبیعت میشه بیکار
دیگه روزی نمونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه
نمیبینم دیگه قشنگی ها رو
سیاه میبینه چشمام رنگی ها رو
به چشم من که اینجوره
تو که نیستی چشام کوره
مثل آبه رو آتیشه
تو باشی دنیا خوب میشه
 

کاش می شد قلب ها آباد بود

 

کینه و غمها به دست باد بود

 

کاش می شد دل فراموشی نداشت

 

نم نم باران هم آغوشی نداشت

 

کاش می شد کاش های زندگی

 

گم شوند پشت نقاب بندگی

 

کاش می شد کاش ها مهمان شوند

 

در میان غصه ها پنهان شوند

 

کاش می شد آسمان غم گین نبود

 

رد پای قهر و کین رنگین نبود

 

کاش می شد روی خط زندگی

 

با تو باشم تا نهایت سادگی

 

درود بر قبله دلهای منتظران . درود بر جمعه .

درود بر روز عشقبازی با یار . درود بر اشک منتظران .

و وای..... از غروب دلتنگ جمعه 

از عاشق منتظر تنها  به عشق دلش 

جز تماشاي جمالت هوسي نيست مرا    سارا تنهایم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 18:49  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

تقدیم به کسی که هیچ کس رو تودنیا ندارد غیر از خدای واحد

 

 

 

 

سارا جونم تمام اراضی قلبم در اختيار توست

با تمام وجود دوستت دارم

سارا تو با منی

من تورو میخوام غیر از تو چیزی نمیخوام

همه دارو ندارم مال تو ولی دوست داشتن تو مال خودم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 15:55  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

بی تو دلم تنگ میشه همیشه

 

تمام آرزوهای من این بود

                               که ای کاش

                                            یکی از آرزوهای تو بودم.

 

 

. i love you 

Hosted by Tinypic.com 

دیدی همدیگر رو بوسیدیم  سارا جونم

من از دل دوستت دارم نه زبانم تو تنهاترینی

  

Hosted by Tinypic.com

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1384ساعت 13:21  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

تقدیم به تنهاترینم که از دل دوستش دارم

نمي دانم از غصه هاي دل خود بنويسم يا از غم هاي دل پاييزي تو ؟

فقط اين را مي دانم تو مثل شبي مي ماني که چادر پر ستاره اش را گم کرده !
 
از انتظار چه بگويم ؟ خسته از اين واژه ي تکراري ام !

چه دلگيرند روزهايي که بين من و تو فاصله به جاي سلام نشسته !

و چه بد است وقتي ديگر نمي توانيم مثل آن روزها خاطره ها را ياد کنيم

و در نگاه سپيد عشق غرق شويم

نمی دانم !فقط خواستم بنويسم......

پرواز را آغاز مکن چون من تنها با پر مهرباني نگاه تو حرف هايم را مي نويسم

با چه زباني بايد بگويم که براي رفتنت زود بود و زخم جدايي ات را التيامي نيست 

من............

 

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو.

 

به دو چيز اعتقاد دارم يكي خدا و ديگري تو.

 

من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو.

 

من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن تا هميشه.

دوستت دارم ...........  همیشه

اگه تو پيش من بودي از اينجا بر مي داشتمت مي بردمت يه جاي دور

روي چشام مي ذاشتمت مثل يه گل ، مثل يه شبنم ظريف مثل يه خواب

مثل يه روياي لطيف ، ميپيچيدم تن تو رو ميون گلبرگاي تاك

صد بار به شكر داشتنت سر ميگذاشتم روي خاك

 نمي ذاشتم چشماي تو يه لحظه باروني بشه حتي يه دم

تو قلب تو غصه اي زندوني بشه

نپرس چقدر دوستت دارم كه واژه ها خيلي كمه

آخه سزاوار تو نيست اگه بگم يه عالمه

 نپرس چقدر دوستت دارم ستاره تا رنگين كمون

از اينجا تا شهر خدا قدر تمام كهكشون 

ديشب به خواب رفتم، تو را در گوشه ای از اين زمينِ خاکی در حالی  يافتم که دستهايت رابر رویِ زانوهايت آوار کرده بودی و نگاهت را به نقطه ای دور دست امتداد ميدادیکنارت نشستم و محو تماشای تو شدم، به عمق  چشمانت فرو رفتم، وای خدای من! چه دنيای زيبايی را در پشت پرچين نگاهت زندانی کرده ای . پرنده های چشمانت چه زيبا و دلنشين آواز تنهايی را در نی غربت می نواختند.

دیشب به خواب رفتم دلت انگار دنيای  بکری  است  که  قدمگاه  هيچ  رهگذری نبوده است، به خودم جرأت می دهم و در گوشه ای  از  آن  بيتوته  می کنم . آهنگِ  دلنشين  قلبت آرامم می کند و خوابِ هزار ساله ام را می آشوبد.

خدا تو را فرشته آفريده است تا بيايی و تاريکی هايم را نور بپاشی.

با انگشتِ اشاره ات نگاهم را به سوی ديگری می کشانی، آنجا که اسب سپيدی به پيشواز قدمهايت سر فرود می آورد. ، مرا مهمانِ خنده هايت می کنی و به جايی می بری که پُر از بویِ عطرِ گيسوانِ توست.

آه خدایِ من آنجا را ببين! آسمانِ پر از ستاره را می گويم، بيا سهمِ خود را از آسمان بچينيم. به سمت شمال نگاهت را بچرخان! ستاره هايمان آنجاست، می بينی؟

ستاره تو آن يکی است که نورِ بيشتری دارد

ستاره من به تو زُل زده است و نگاهت را به وضو و عشقت را به رکعت در آورده است

دستم را بگير بی تو ديگر جائی را نخواهم ديد

می خواهم ..... 

تو بهترین یار ویاورم هستی عزیز دلم

دوستت دارم سارا جونم

.......................

يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه دلم برايت تنگ ميشود. وقتي دوري از من، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فرسنگها فاصله بين من و تو، به آينده و امروز... باز كن پنجره را... خواهي ديد كه پرنده، آسمان باراني را ميفهمد...

برايت دعا مي کنم

سارا  تنهای دلشکسته ام خدا دلت رو نشکنه
دعا مي کنم که هيچ گاه چشمهاي کهربايي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم و
دعا مي کنم که لبانت را فقط در غنچه هاي لبخند ببينم
دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا و بوي بهار را دارد
هميشه از حرارت عشق گرم باشد
من برايت دعا مي کنم که گلهاي وجود نازنينت هيچ گاه پژمرده نشوند ٬
براي شاپرکهاي باغچهء خانه ات دعا مي کنم که بالهايشان هرگز محتاج مرهم نباشند
من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچ گاه غروب نکند.....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 10:42  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

سلام برنازنین تنهایم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1384ساعت 20:36  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

تقدیم به دوست به شما

 

درسته بعضی وقتها فراموشم میشی

ولی بعضی وقتها نمی دونم

چرا بد جوری می ری تو مخم

همش به تو فکر میکنم

گذراست

ولی تو همون یه ساعت

اندازه کل وقتایی که به یادت نیستم

اشک میریزم

بعد بازم حالم خوب میشه

نمی دونم چرا !!!!

تو می دونی  ؟

خدایا با اینکه تلخه

ولی حسه قشنگی

این احساس و

من با تموم دنیا عوض نمی کنم

حس زیبای عشق 

دوستت دارم سارا جونم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 21:41  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

ما کجاییم وملامتگر بیکار کجاست

 

 

 

 

 

تقدیم به تنهاترینم      سارای دل شکسته خودم امیدوارم  غبار غم چهره ات رو نگیرد

 

همیشه از نگاه تو با تو عبور میکنم            از اینکه عاشق تو ام حس غرور میکنم

    دوباره با سلام تو تازه ی تازه میشوم           با نفس ساده ی تو غرق ترانه میشوم

            با تو ستاره میشوم        با تو ستاره میشوم         با تو ستاره میشوم

     از سایه های ملتهب همیشه می گریختم        با رفتن تو هرنفس بغض دوباره میشوم

     ناجی شام شوکران با دل عاشقم بمان         به هرمت حضور تو چون تو یگانه میشوم

                              خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت

           با تو ستاره میشوم           با تو ستاره میشوم        با تو ستاره میشوم .

 

 

دوست دارم قسم به اشک چشمات

دوست دارم قسم به تار موهات

دوست دارم قسم به اون نگاهت

دوست دارم قسم به چشم پاکت

دوست دارم قسم به قلب خستت

دوست دارم قسم به لبای بستت

دوست دارم قسم به صافی آیینه

دوست دارم قسم به دل بی کینه

دوست دارم قسم به گل و گلدون

دوست دارم قسم به لیلی و مجنون

دوست دارم قسم به پرواز ابر

دوست دارم قسم به خورشید زرد

دوست دارم قسم به موج دریا

دوست دارم قسم به عشق زیبا

دوست دارم قسم به خون رگها

دوست دارم قسم به رنگ برگها

دوست دارم قسم به گرمی روز

دوست دارم قسم به شب خاموش

دوست دارم قسم به شب سیاه

دوست دارم قسم به سفیدی دلا

دوست دارم قسم به جون عاشقا

دوست دارم قسم به جون ماهی ها

دوست دارم قسم به گلهای زیبا

دوست دارم قسم به تمام دنیا

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 7:59  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

تقدیم به بهترینم

 

خذاحافظ  گل همواره ذر یادم خداحافظ 

 

 

برای فرزاد عزیزم 

Love_You_More_And_More... 

چشم انظار من باش        من زنده ام به یادت

ای مهربون عاشق           چشم انظار من باش

عاشق تر از همیشه        من دیده در انتظارم

چون سایه لحظه لحظه     تو بودی در کنارم

نامی دگر به جز تو            با قلبم آشنا نیست

     یه لحظه خاطراتت، از خاطرم جدا نیست

در خاطرت نگه دار             عهدی که با تو بستم

      من که غرور خود را در پای تو شکستم

ای تو همیشه با من ، همیشه با تو هستم

      بی تو بی قراره این قلب عاشق من

ای هم نفس چه زیباست با تو نفس کشیدن

      عاشق تر از همیشه به تو رسیدم

چشم انتظار من باش        تنها تو یار من باش

ای آخرین امیدم                ای نازنین ترین یار

چشم انظار من باش         من زنده ام به یادت

ای مهربون عاشق            چشم انظار من باش  تقدیم به تو ای خوب روی من  سارا جون  غمگینم

خدا دلت رو نشکنه ای دل شکسته ومهربونم 

مگه قسم نخوردی که دلمو تنها نذاری Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

روبروم نشستی اما از غریبه کم نداری

روبروی من نشستی توی چشم تو ستاره

از صدای تو شنیدم که دلت دوسم نداره

دل تو تو آسمونا من به دنبال دل تو

تو به دنبال ستاره من به یاد قسم تو

تو مگه قسم نخوردی که دلمو تنها نذاریUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

هرگز از روز جدایی سخنی به لب نیاری

حالا روبروم نشستی حرف تو فقط جداییست

تو قسم نخورده بودی که یه دنیا بی وفایی

تو قسم نخورده بودی روزی عشق تو میمیره

نور یک ستاره شب جای مهتاب و میگیره

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 21:4  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

جهان در انظار عدالت توست یا مهدی(عج)

                

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 12:56  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  | 

شما را دوست دارم -- عزيزان

 

 

 

 

 

 

 

تقديم به همه دوستانم  من دوستانم را دوستشان دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 11:20  توسط  توسط كامروز وسارای تنها و دل شکسته  |